تبلیغات
من در یک قدمی عشق - عصر مبعث
 

عصر مبعث

نوشته شده توسط :" بهمن "
چهارشنبه 7 خرداد 1393-10:06 ق.ظ








نظرات() 


عسل
پنجشنبه 8 خرداد 1393 03:10 ب.ظ
زیارت قبول.چه جالب من هم جمکران و قم بودم اون شب
اذر
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:25 ب.ظ
اگه با خانم اولم منطقی برخورد میکردم بودن دیگران مشگلی ایجاد نمیکرد .منظورت چیه؟تحمل خیانت واصه ی زن همیشه سخت .چه منطقی باشی چه نباشی
پاسخ " بهمن " : اگر در عین اینکه کارهایی میکردم براش کم نمیزاشتم . اگر کنترل شده تر هوا و هوسم رو نگه میداشتم الان وضع این نبود.
نیلا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 11:01 ق.ظ
ببخشید علی اقا،پیشوند اقا رو در اسمتون در کامنتهای قبل جا انداختم..میشه بپرسم منطقی برخورد کردن چطوریه؟؟ واینکه چطور بدون اونها مشکلی ایجاد نمیکرد هم من متوجه نشدم؟؟ببیشتر دوست دارم بدونم منطقی برخورد کردن با خانومت چطوری میتونست باشه.مرسی
پاسخ " بهمن " : نه اینکه مشکل اصلا درست نمیکنه . مشکلاتش قابل چشم پوشی بودو لازم به طلاق نبود.
فمی
پنجشنبه 8 خرداد 1393 10:46 ق.ظ
خداشانس بده بقرعان
ما خاک جمکرانو به توبره کشیدیم چهار سال انگار نه انگار
جان من بگو چیکار کردی جواب داد...چی گفتی...ای خداااا
خخخخخ
پاسخ " بهمن " : شاید هم بخاطر جمکران نبود. لازم نیست حتما مربوط به اون باشه.
نیلو
پنجشنبه 8 خرداد 1393 08:55 ق.ظ
یه سوال بپرسم چی میشه که شما مردا انقدر جاکش میشید؟ واقعا برام سواله
پاسخ " بهمن " : از بابات بپرس.
نیلا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:35 ق.ظ
حالا که همه چیز تموم شده......به نظرت.بودن با دوست دخترات خوبه.یا اینکه دور دوست دخترتو خط میکشیدی ومیمومدی سر زندگیت...؟ کدوم خوبه ؟چون اونا نموندن؟؟ اصلی هم نموند؟؟ به نظرت ای کاش حرف دل گوش میکردی وتک بعدی نگاه میکردی یا حرف عقل رو .وزندگیتو میساختی.ممکنه بگی هم نه .من زیاد با خانومم اکی نبودم.ممکنه هم بگی نه اشتباه کردم حالا که تا تهخط رفتی به نظرت اگر برگردی چه میکنی منظور برگردی به عفب...خیلی جواب این سوال برام مهمه
پاسخ " بهمن " : اگر با خانوم اولم منطقی برخورد میکردم بودن دیگران هم مشکلی ایجاد نمیکرد. من دوست دختر هیچ وقت نداشتم. اما صیغه داشتم.
نیلا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:20 ق.ظ
میشه بپرسم چند سالته؟ وچند ساله از خانمت جدا شدی.؟
پاسخ " بهمن " : 2 ساله / 32
نیلا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:10 ق.ظ
علی نوشتهات بوی تنهایی میده بوی درک نشدن میده... راهش شاید فقط ازدواج نیست....عجله نکن گاها اتفاق میفته ادم برداشتاش اشتباه میشه ..وراه حلاش برعکس بعد پشیمون میشه ..واز جایی دیگه سر باز میکنه هم خودشو هم خانواده وزن وبچشو گرفتار میکنه خواهش میکنم سنگاتو با خودت وا بکن واقعذ ببین در زندگی زن کمه منظور بودن یک زن یا نه مسله چیز دیگس اینو حل کن هرچه سریعتر قبل از اینکه مامانت بیشتر از این نگرانت باشه وهر روز یکی رو بهت پیشنهاد بده
گیتا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:07 ق.ظ
یعنی میشه همسران سابقت رو روزی فراموش کنی
نیلا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:06 ق.ظ
من خوندم.شما رفتی جمکران.خوب این نشون میده.فرد مذهبیهستی.وبه این تیپ مکانها تاسی داری نمیدونم تاسی رو درست نوشتم یانه .پس شما باید تیپ خودتو پیدا کنی مسلما خانومی که انتخاب میکنی تقریبا باید در فیلد تو باشه ممکنه چادری بپسندی و ت حدودیی هم همسلک ومرام خودت.ولی خیلی مراقب باش ارایش ظاهری اعتقادات ومذهبی بودن تورو از هدفت دور نکنه ..پس به درونش نفوذ کن.وکشفش کن..ببین به دردت میخوره یا نه..صرفا با ظاهر قانع نشی .اگر خانمی مذهبی مثل خودت پیدا کنی شاید حاضر نباشه یک ماه با شما رفت امد داشته باشه روی این قضیهفکر کن که چطوری باید بشناسیش وروحباتشو کشف کنی کار اسونی نسیت .اما امکانش هست.....راستی میری جمکران .باچه کسی میری؟وبا چه گروهی؟
نیلا
پنجشنبه 8 خرداد 1393 12:00 ق.ظ
چونکامنتمو تایید کردی پس انلاینی پس حرف دیگه ایی هم دارمبهت بگم
پاسخ " بهمن " : بگو
نیلا
چهارشنبه 7 خرداد 1393 11:51 ب.ظ
مادرت میخواد شما رو به زبون بگیره وشما موافقت کنی..اما علی تورو خدا اول دخترو ببین اگر از ظاهرش خوشت اومد..شروع کن به صحبت کردن...تورو خدا عجله نکن فکرنکن همه چیز بعدا بهتر میشه یا احساس تو تغییر میکنه..مسله جنسی در اولویت نیست..ولی اگر دیدیشوباهاش حرف زدی ببین بهش کشش جنسی داری یا نه...اینو فراموش نکن.حستو بسنج ببین چطوریه..بذار حرف بزنه وخودشو نشون بده تو پسر حساسی هستی..اگر ایده التو پیدا نکنی سرخورده میشی تو به پرندهها بستنی دو نفره چه میدونم هر چیزی اینقدر حساس وریز بینی.صبر کن تورو خدا وعجله نکن..حدااقل پنج شش جلسه باهاش برو بیرون..واصلا تلفنی واس ام اسیم..حرفاتو نزن فقط رودررو...برو انتخاب کن..ولی همه جوانبو بسنج...علی توخیلی حساس وزود رنجی مواظب باش.روحت خدشه دار نشه ادمشو پیدا کن..به چالش بکشش که بشناسی باور کن با یکی دوجلسه حرف زدن نمیشه...حددااقل یک ماه........مامانت ورقو برگردونه پس؟ببینچه نقشه هایی کشیده..حرفشو زمین ننداز..ولی حواست به کارت هم باشه..انتخاب نادرست باور کن هزاران اشتباه پیامدشه....بیا بگو ببینیم میخوایی چه کنی
پاسخ " بهمن " : همین کار رو باید کرد
مستانه
چهارشنبه 7 خرداد 1393 11:02 ب.ظ
یکبار برای همیشه از این شاخه به اون شاخه پریدن و بزار کنار. حالا که مادرتون دختری براتون دیده برید سراغش. انشاالله بتونید زندگی خوبی تشکیل بدین
چهارشنبه 7 خرداد 1393 10:50 ب.ظ
وای بدو بقیشو بگووووو
ب خانومه چی گفتی؟؟
اون چی گفت؟
بابا اینو ول کن
ب دختره ک مامانت پیدا کرده فکر کن
شاید خوب باشههههه ها
ببین ضر ر ندارههههههه اقای علی
اذر
چهارشنبه 7 خرداد 1393 10:25 ب.ظ
دختر با معیارات جور؟با زن شابق حرف زد؟فک نمیکنی نباید ادامهبدی .مگه نمیخواهی ازدواج کنی
تنها
چهارشنبه 7 خرداد 1393 02:51 ب.ظ
خوش بحالت! کاش ب این سرعت حاجت گرفتن نصبب منم بشه
سمانه
چهارشنبه 7 خرداد 1393 02:21 ب.ظ
و این تنهایی و دربه دری نتیجه خیانت به عشقی پاکه.
خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه.
یا علی مددی...
چهارشنبه 7 خرداد 1393 02:07 ب.ظ
از جوابی که تودلت بهم دادی کلی خندیدم
معذرت اگه ناراحتت کردم یا برخورد خوبی باهات نداشتم
دعا میکنم یه دختر شایسته که حسسابی تورو عاشق خودش کنه سرراهت قرار بگیره

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox